
« بسم الله الرحمن الرحيم،من در برابر قرآن مجيد، به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مينمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعهاي را كه ملت به ما سپرده، به عنوان اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوا را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمات به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مدنظر داشته باشم»
«نگاهباني از دستاوردهاي انقلاب اسلامي، رعايت امانت و تقوا در انجام وظايف نمايندگي، پايبند بودن به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت، مدّ نظر قرار دادن استقلال كشور و آزادي و مصالح مردم در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها» از بديهيترين وظايف نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي است كه براي انجام اين وظايف، در برابر قرآن مجيد و با تكيه بر «شرف انساني» ، به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنند. متأسفانه برخي از نمايندگان، گويي سوگند خويش و وظايف نمايندگي را فراموش ميكنند ... طي سالهاي اخير ، چنانكه مسوولان كشور، بخصوص مقام معظم رهبري و نيز مسوولان دولت سابق و دولت كنوني بارها گفتهاند، دشمنان براي ايجاد اختلافات قومي و مذهبي ، و ايجاد بيثباتي درايران تلاش گستردهاي را سامان دادهاند. بركسي پوشيده نيست كه رمز پيروزي ملت ايران ـ چه در انقلاب اسلامي و چه در جنگ تحميلي و چه بعد از آن ـ وحدت ملي يا به تعبير امام راحل، «وحدت كلمه» بوده است. براي تضعيف وحدت ملي و درهم شكستن وحدت كلمهي ملت ايران، ايجاد اختلافات قومي، خطكشي و مرزبندي قومي ميان ملت واحد ايران و ترويج و تحريك احساسات قومي، و ايجاد شكاف و اختلاف ميان اقوام ايراني، از راهبردهاي شناخته شدهي دشمن است. طي سالهاي اخير، دشمنان ملت ايران، در اين زمينه فعاليت گستردهاي را سامان داده و تشكلها و محافل و مطبوعاتي را به صورت آشكار و پنهان و در پوشش «دفاع از قوميت!» در داخل و خارج از كشور تشكيل دادهاند...
جريان بيگانهگرا و ضد وحدت ملي در آذربايجان كه در نزد عموم به جريان پان تركيسم معروف است و عملكرد آن طي سالهاي گذشته، نشان ميدهد كه يك جريان ضد ملت و تجزيه طلب است، براي فريب افكار عمومي و اشخاص سادهلوح ، ماسك «دفاع از آذربايجان!» را بر چهره زده است. اين جريان كه ماهيت ضد ايراني آن بر هوشياران پوشيده نبود، در خرداد 1385 ، ماسك خود را از چهره برانداخت و با حمايت كشورهاي خارجي، با ورود به فاز آشوب و اغتشاش و آتش زدن اماكن و اموال عمومي و برهم زدن امنيت مردم ، چهرة كريه خود را آشكار و عريان كرد. امروز ديگر براي مردم آذربايجان و بخصوص دستگاههاي دولتي و حكومتي، وابستگي اين جريان به بيگانگان و ارتباط گردانندگان آن با خارج از مرزها ، اثبات شده است.
جريان ضد ميهني ياد شده، طي سالهاي اخير براي رخنه در درون دستگاههاي نظام تلاش كرده كه البته ناموفق بوده است. با اين همه، افرادي از اين سازمان بيگانهگرا، همواره براي ارتباط با برخي نمايندگان آذربايجان در مجلس مأموريت داشته و كوشيدهاند تا آنها را تحت تأثير قرار دهند، افراد سازمان بيگانهگرا، در ملاقات با برخي نمايندگان، به شيوهاي منافقانه، ضمن نفي ماهيت تجزيهطلبانه خود، تلاش كردهاند تا اگر چه در سطحي نازل، حمايت آنان را جلب كرده و در درون حاكميت، براي فعاليتهاي تفرقهافكنانه و ضد ميهني خود چتر حمايتي بسازند...
اكبر اعلمي (نماينده مجلس) ، كه عملكرد وي در سالهاي نمايندگي براي مردم و «شوراي نگهبان قانون اساسي» شناخته شده است، با جرياني كه اغتشاشات خرداد 1385 را ايجاد كرد، پيوند يافته است. عملكرد وي طي چند سال اخير در ارتباط با جريان ضد وحدت ملي در آذربايجان به گونهاي بوده است كه جز حمايت سياسي از اين جريان معنايي ندارد. بخصوص عملكرد و مواضع اكبر اعلمي دربارة اغتشاشگران خرداد 1385 در آذربايجان و تداوم حمايت وي از دستگيرشدگان آشوبها قابل بررسي است. به عنوان نمونه؛ پس از دستگيري يكي از برهم زنندگان امنيت مردم اردبيل در خرداد 1385 ، كه شغل قصابي داشته و تاكنون زنداني است، اعلمي در گفتگو با خبرگزاري ايلنا، وي را «از دستاندركاران مطبوعاتي اردبيل!» معرفي كرده و براي آزادي وي تلاش ميكند.
پس از وقوع اغتشاشات اول خرداد 1385 در تبريز، اعلمي براي آزادي كساني كه امنيت عمومي را بر هم زده بودند، تلاش نموده و سپس طي ملاقات با عوامل آشوبگر در زندان، از آنان حمايت سياسي به عمل ميآورد.وي در مقام يك نمايندة مجلس، به جاي تشكر و قدرداني از نيروي انتظامي و بسيجيان دلاور آذربايجان كه با عمل به وظايف قانوني، شرعي و ملي خويش، ماشين اغتشاش بيگانهگرايان را متوقف كرده و امنيت مردم را تأمين كردند، از بسيجيان به عنوان «نيروي خودسر» نام ميبرد و آنها را «عامل هتك حرمت شهروندان» معرفي ميكند!؟
خرداد 1385 ميگذرد، اما باز هم اكبراعلمي در خرداد 1386 از كساني كه قصد بر هم زدن امنيت مردم آذربايجان را داشتهاند، به شكلهاي مختلف و حتي با خرج كردن از پيشينة مردم آذربايجان دفاع ميكند، در حالي كه نيروي انتظامي و دستگاههاي امنيتي و دلاوران بسيجي، توطئه جريان بيگانهگرا را براي تكرار اغتشاشات خرداد 85 درنطفه خفه كردهاند و شايستة تقديرها و سپاسگزاريها هستند، اعلمي طي نامهاي به رييس قوة قضائيه به توجيه فعاليتهاي ضد وحدت ملي بيگانهگرايان ميپردازد و مينويسد : «ممكن است دستگير شدگان نوعاً به دليل عشق و علاقه وافر به زبان [!!] ... هويت قومي و يا جريحهدار شدن احساسات خويش [!!] ... و رفع برخي تبعيضهاي فرهنگي و اقتصادي ، احتمالاً [!؟] مكنونات قلبي ... خود را با حضور در راهپيمايي و اجتماعات مسالمتآميز [!!] و ... بروز داده باشند... و چه بسا در ميان آنها كساني هم باشند كه علايق آنها در شكلي افراطي تظاهر يافته باشد، ... اين افراط را نيز بايد مولود عملكرد و گفتار كساني دانست كه ...»
و علاوه از سعي براي توجيه اعمال بيگانهگرايان و اختلاف افكنان براي رييس قوه قضائيه ، بازهم در 15 خرداد 86 به زندان تبريز ميرود تا با كساني كه سوابق فعاليتهاي اغلب آنها در اقدام عليه امنيت داخلي براي قوه قضائيه و نهادهاي امنيتي روشن است، ملاقات كند و سپس اخبار اين گونه اقدامات را براي حمايت از بيگانه گرايان و يا فريب افكار عمومي در اختيار برخي خبرگزاريها قرار دهد و اعلام كند كه : «با پيگيريهاي به عمل آمده از سوي اكبر اعلمي و با دستور مساعد آيت ا... شاهرودي، بيش از 100 نفر از بازداشت شدگان آزاد شدهاند.»
آيا قوه قضائيه ، اقدام كنندگان عليه امنيت مردم را با پيگيري يك نماينده آزاد ميكند؟!
چرا قوة قضائيه و بخصوص دادگستري آذربايجان شرقي در قبال اين سخنان سكوت كرده است؟
در هر حال، موضع اعلمي روشن است: «وي از كساني كه امنيت مردم آذربايجان را برهم زدهاند، حمايت ، و حتي اعمال كريه و زشت آنها را با مطرح كردن مسايل و علايق قومي توجيه ميكند. اما فرزندان قهرمان آذربايجان بخصوص بسيجيان را به عنوان عاملان هتك حرمت شهروندان معرفي مينمايد.» ناگفته نماند كه مواضع اعلمي با استقبال جريان تجزيهطلب خارجنشين نيز روبرو شده و در سايتهاي گروهكهاي ضد ايراني با آب و تاب منتشر شده است.
در پايان انتظار ميرود، نمايندگان انقلابي و ميهنپرور آذربايجان در مجلس، در مقابل كساني كه از آشوبگران و برهم زنندگان امنيت مردم آذربايجان حمايت كرده و تأمين كنندگان امنيت مردم بخصوص بسيج را ـ كه امام راحل همواره مسوولان را به حمايت از آن توصيه كرده ـ تضعيف ميكنند، سكوت نكنند.
«شوراي نگهبان قانون اساسي» كه مطابق قانون، احراز صلاحيت نامزدهاي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي را برعهده دارد، شايسته است، مواضع و عملكرد كساني را كه با شگردهاي مختلف، وحدت ملي را تضعيف ، و از تفرقهافكنان و تجزيهطلبان حمايت ميكنند، با حساسيت و جديّت دنبال كرده و اجازه ندهد چنين كساني به حريم مقدس «خانة ملت» وارد شوند...
مردم قهرمان آذربايجان، بارها و بارها در راهپيماييها و همايشهاي مختلف نشان دادهاند كه نه تنها از دستگاههاي مسوول، نيروي انتظامي و بسيج در مقابله قاطع و قانوني با بيگانهگرايان و اغتشاشگران حمايت ميكنند، بلكه فراتر از آن، در فرصت مقتضي خود وارد ميدان شده و با برهم زنندگان امنيت مردم مقابله ميكنند. مشاركت گستردة بسيجيان در جنگ تحميلي، در نبرد با عوامل بيگانه در كردستان ونقاط مرزي از زمان جنگ تحميلي تاكنون، و سركوب اغتشاش گران و تجزيهطلبان در آذربايجان، معنايي جز همكاري مردم با نهادهاي مختف و نيروهاي مسلح در تأمين امنيت ملي ندارد، روشن است كه متهم كردن نيروهاي مسلح و بسيجيان به «هتك حرمت شهروندان» نيز چيزي جز همنوايي با جريانهاي ضدانقلاب و وارونه ديدن مسايل نيست. دهها هزار بسيجي، خون پاك خود را در راه حفظ نظام جمهوري اسلامي، تماميت ارضي ايران و امنيت ملي نثار كردهاند و امروز، تضعيف بسيج و زير سؤال بردن آن و توجيه عملكرد بر هم زنندگان امنيت مردم و حمايت سياسي و تبليغاتي از آنان به شكلهاي مختلف، آيا معنايي جز دچار انحراف شدن و همنوايي با دشمن دارد؟